منظورم از بی اعتنایی این نبود وقتی شما وارد این بحث می شوید و با ما گفتگو می کنید مسلم است که خط فارسی برایتان مهم است منظورم نداشتن اطلاعات کافی است:
البته شما وقتی عکس آن دست خط را گذاشتید منظورتان حروف سربی نبود چون خودتان صریحا گفتید:
(این که چگونه فرهنگ ملتی تا این حد به این سوی ناروشنی و ابهام رفته است که حتی از نقطه گذاری کلمات در متن یک نامه ی کاری یا شخصی ابا دارد هنوز برای من قابل درک نیست.)
پس حوزه چاپ مد نظرتان نبود من هم با مثال خوشنویسی در دوره قاجار خواستم بگویم حرفتان درست نیست
یا وقتی می فرمایید:
اصلا هیچ سندی از دوران قاجار ندیده ام که به خط شکسته نوشته نشده باشد، از نامه ی معمولی گرفته تا عقد نامه و سند زمین.
خوب من هم دو عکس کاملا واضح و با نقطه گذاشتم که یکی از آن ها به خط نسخ بود نه شکسته هر دو هم به دوره قاجار می رسیدند.من که جرات ندارم این طور با قطع حرف بزنم چون اسناد دوره قاجار بسیار زیادند و هنوز موجودند و در نقاط گوناگونی از ایران پراکنده اند.
یا در مورد کوفی بنایی یک نمونه ضعیف را آوردید در حالی که نمونه های واضح تری هم وجود داشت:
http://www.eteghadat.com/forum/forum-f106/14-t7522.htmlhttp://baharartin.persianblog.ir/post/8/در ابتدای بحث هم فرمودید:
هر چه هم هست ساخت اروپایی است، از نازنین گرفته تا میترا و یاقوت.
(که نازنین کار آقای حسین حقیقی است.)
منظورم از بی اعتنایی این بود
در مورد کم کاری من اولین نفری بودم که در این بحث این حرف را گفتم یادتان که نرفته است:
امیدوارم اگر مشکلاتی دارد به زودی در نسخه های بعدی حل شود خط نستعلیق که ظاهرا در همان ویرایش اول با اشکالاتش ماند و به روز نشد... اما حرف شما از اول کم کاری نبود :
چه حرکت خوبی انجام شده؟
در ابتدای بحث هم فرمودید:
هر چه هم هست ساخت اروپایی است، از نازنین گرفته تا میترا و یاقوت.
حالا خوشحالم که این لحن تیره و یک طرفه اولیه به اندک بودن تغییر داده شد:
اندک بودن شمار قلم های چاپی فارسی و عربی را برای این دستگاه ها چگونه می توان توضیح داد؟
حدود چهارصد سال گذشت تا چاپ سربی با حروف جا به جا شو (Movable Type) به ایران رسید. چرا؟ ملت هایی (منظورم ملل خاورمیانه است) با این سابقه ی درخشان در خوشنویسی چرا در زمینه ی طراحی حروف جدید برای نیازی جدید (ماشین چاپ و کامپیوتر) تا این حد حالت رکود داشته اند و دارند، و
برای اطلاع شما باید بگویم که ما اگر فقط هشتاد یا نود سال است حروفچینی می کنیم، به این دلیل بوده که تایپ فیس فارسی نداشتیم و حال آنکه سیصد سال است که با چاپ سنگی کار می کنیم یعنی تمام کتاب ها و نشریه های ما با این روش به چاپ رسیده اند، و دلیل آن نداشتن تایپ فارسی بوده است؛ در حالی که از همان سه قرن پیش ارامنه در اصفهان حروفچینی می کردند و تایپ فیس به خط خود داشتند، چون زحمت کشیدند، پنجاه سال جستجو کردند تا خط و حروفچینی را وارد ایران کنند، ولی منحصرن برای خط ارمنی این کار انجام شد.
به این ترتیب شاید ما یکی از قدیمی ترین کشور های جهان هستیم که درکشورمان حروفچینی داشتیم، در جلفای اصفهان و به دست ارامنه ایران؛ وهمزمان از این لحاظ یکی از عقب مانده ترین کشورهای جهان نیز هستیم چون کمتر از هشتاد سال است که حروفچینی داریم (مسعود سپهر)این مطلب از آن چه شما گفتید بسیار پخته تر است چون با معلومات کافی بیان شده است آن قدر رساست که حیفم می آید چیزی به آن اضافه کنم البته من تمام آن را قبول نمی کنم و در پایین علت آن را توضیح خواهم داد.
بر اساس مدارک موجود، نخستین کتابی که در خود ایران چاپ شده، زبور داوود یا ساغموس است که در 1638 به زبان و خط ارمنی در 572 صفحه در جلفای اصفهان و به دست کشیشان ارمنی به چاپ رسیده است.
اینکه ارمنیان، پیش از دیگر گروههای قومی ـ زبانی ساکن ایران توانستهاند در ایران چاپخانهای از آن خود تأسیس کنند و آزادانه به چاپ و نشر منابع مسیحی بپردازند و در میان اقوام جهان مقام پانزدهم را از حیث قدمت چاپ احراز کنند، دلایل بسیاری دارد که مهمترین آن، محیط آزاد و تشویقآمیزی بود که بهویژه شاه عباس اول صفوی و فرمانروایان دیگر این سلسله برای آنها ایجاد کرده بودند.
ارمنیان حدود 30 سال پس از کوچ به جلفای اصفهان، بصمهخانهای در این شهر دایر و چاپ کتاب را آغاز کردند. براساس اشارههای سیاحان خارجی، بهویژه شاردن، شماری از ایرانیان در عصر صفویه از کار چاپ و چاپخانه آگاهی داشته و به ورود آن به ایران شایق بودهاند.
جان پینکرتون و جونس هنوی، که در عصر نادرشاه افشار به ایران سفر کردهاند، از جزوههایی صحبت به میان آوردهاند که به زبان لاتینی و عربی چاپ و منتشر میشده است.(همشهری)
اما این که در مورد خط ارمنی چرا این اتفاق افتاد و ما درست شش سال بعد از دنیا حرفچینی را در ایران داشتیم بگمانم به علت شباهت های ذاتی بین این خط و خط لاتین است که مثل آن از چپ به راست نوشته می شود و حروف ترکیب ثابتی دارند زیر و زبر و خط و نقطه ندارند و....
چرا چهارصد سال در مقابل پذیرفتن مکانیسم جدید انتشار کتاب و نشریات پایداری کردند؟
برای این حرف هم میتوان به جای چرا چرا گفتن تحقیقی کرد تا دوباره آن اتفاق نیفتد و فقط راوی نبود من که این دو علت را یافتم:
دکتر فهیمه باب الحوائج در کتاب «آشنایی با مبانی چاپ و نشر» خود مینویسد :دومین مطبعه که به ایران وارد شد مطبعه سنگی است که آن نیز در تبریز دایر شدهاست . جای تعجب است که مطبعه نخستین پس از کار کردن دیگر معمول نشد و مطبعه سنگی جای آن را گرفت.
شاید علت جایگزینی مطبعه سنگی به وجای مطبعه سربی این باشد که افرادی مطبعه سربی و حروف آن را با نظر بدبینی نگاه میکردند و علامت کفر میدانستندویا چون حروف ما فارسی بود با حروف سربی در آن زمان نمیتوانستیم تنوع در خطوط داشته باشیم در صورتی که در مطبعه سنگی از خوشنویسان کمک گرفته میشد......(به نقل از ویکیپدیا ،جهت اختصار تمام مطلب را نیاوردم.)
اما دلیل دوم :مردم ایران علاقه زیادی به زیبا نویسی داشتند در گذشته داشتن کتاب هایی با خط نیریزی یا دیگر خطاطان معروف یک رویا بود و فقط به دربار پادشاهان اختصاص داشت. امابا ظهور چاپ به واقعیت تبدیل شد ( در چاپ سنگی نقاشان و خطاطان و خوشنویسان میتوانند با مرکب، هنر خود را در سرلوح، ترنج اندازی آغاز و انجام کتاب، و همچنین در تصاویر، به حد اعلای نفاست و زیبایی برسانند.کتابهای چاپ سنگی با نسخههای خطی مشابهتهایی دارند که از جمله میتوان به تذهیب، تشعیر، جلدبندی نفیس، صفحهبندی، جدولبندی، صفحة عنوان، کاتب و تاریخ کتابت اشاره کرد.به نقل از ویکیپدیا)اگر می خواستند از دستخط یک خوشنویس شهیر قلمی بسازند اصلا ممکن نبود چون حروف سربی که برای حروف چینی استفاده می شوند باید محدود باشند (الان فونت نیریزی در حدود۱۶۰۰ کاراکتر دارد چیزی که اصلا در حروف سربی قابل انجام نیست مسایلی مثل اعراب هوشمند و …. را که بی خیال ). اگر هم این کار با هر هزینه ای شدنی بود آن را انجام می دادند چون فروش بالای کتاب هایی مثل قرآن آن را به خوبی جبران می کرد.پس چاپ سنگی بسیار مورد پسند قرار گرفت چون نتیجه زیباتری داشت و به حقیقت نزدیک بود حتی باید بگم امروز هم با وجود این همه قلم و برنامه و… هنوز جای خودش را داره منتها از افست استفاده می کنند تا اون کتابها را مانند گذشته چاپ کنند.حالا هم میلو و قبل از آن خالقان نرم افزارهایی مثل کلک و چلیپا به این نتیجه رسیدند و فهمیدند که این مقاومت (به قول شما) همه اش بی دلیل نبوده بلکه به خاطر ترکیب خاص زبان فارسی و عربی است و علاقه ای که ایرانیان همیشه به زیبانویسی داشته اند و اون نرم افزارهای خطاطی یا موتور متنی که بهنام گفتند را ساخته اند.و گرنه با آن روش حروف چینی سربی(قبل از رایانه )یا طراحی فونت (امروز)که از آغاز بر قامت حروف غربی دوخته شده بودند چیزی زیباتر از همان قلم های شبه نسخ نخواهیم داشت.این جاست که به خوبی همه آنچه از اولین نوشته ام در این رسته تلاش داشتم بگم از پیوند خوشنویسی ما با زبان و خط فارسی و عربی در کامپیوتر و حروف چینی و در نتیجه نیاز به افراد کاربلد برای آفرینش آن در حوزه چاپ یا رایانه معلوم می شود.با این اندیشه یک طراح خط بهتر است خطاط باشد یا به خوبی با خط آشنا باشد با این تفکر دست خط افرادی مثل میرعماد بخشی از تایپوگرافی ماست اگرچه این نام رویش نباشد و ما در این زمینه حتی از غربی ها جلوتریم.با این اندیشه آن ۳۰۰سال دوران افول نیست بلکه پایداری طبیعی در برابر سامانه ای است که می خواسته خط شما را در قالب چند کلیشه سربی بریزد..... (در صورت ارجاع لطفا منابع را نام ببرید.)